شما اینجا هستید
آخرین اخبار » حجم بالای کتب درسی و مطالب غیرکاربردی و بیهوده و نظام آموزشی غلط

یک کارشناس علوم تربیتی اذعان داشت : حجم بالای کتب درسی و مطالب غیرکاربردی و بیهوده و نظام آموزشی غلط در آموزش وپروش ایران رواج دارد.

زهرا قره شیخلو کارشناس علوم تربیتی در گفتگویی با خبرنگار اجتماعی پایگاه خبری اصل ماجرا از حجم بالای کتب درسی و مطالب غیرکاربردی و بیهوده انتقاد کرد و گفت: در آموزش‌وپرورش حجم کتاب‌های درسی آن‌قدر زیاد است که معلم و دانش‌آموز حتی زمان و فرصت تفکر و اندیشیدن به آنچه می‌آموزند ندارند. تمامی تلاش و انرژی آموزگاران صرف این می‌شود که به‌موقع کتاب را تمام کنند و تمام تلاش و توانایی دانش آموزان نیز صرف حفظ کردن مطالب می‌شود و در حفظ کردن هم محدود می‌ماند. درحالی‌که شعار می‌دهند که مطالب را باید یاد گرفت و درک مطالب مهم‌تر از حفظ کردن است اما این حقیقت تلخ وجود دارد که همه‌چیز شعار گونه است و فقط در ابتدایی‌ترین سطح پیش می­ رود و وجود غول بی شاخ و دم به اسم کنکور گواه بر این ماجراست.

قره شیخلو در ادامه خاطرنشان کرد: در این روش هیچ‌گونه تجربه‌اندوزی وجود ندارد و ازنظر سیستم آموزشی آموزگار خوب نیز کسی است که تا زنگ خورد فوری سر کلاس برود و در ایام امتحانات سؤالاتی ساده طرح کند که درصد قبولی دانش آموزان بالا رود تا امتیاز و تراز مدرسه و مدیریت ارتقا پیدا کند و از طرف مقام‌های بالاتر مورد تشویق قرار گیرند! تمامی این روش‌ها خالی از هرگونه شور و هیجان و انگیزه است و نتیجه‌ی عدم وجود این انگیزه و هیجان دانش آموزان و در آخر آینده‌سازانی بی‌هدف و بی‌تلاش است که نه‌تنها تلاشی برای پیشرفت جامعه و سرزمینشان نمی‌کنند بلکه باعث می­ شوند که جامعه سیری نزولی را پیش گیرد، چراکه فرزندانمان از کودکی که فصل آموختن‌ آنهاست، نیاموخته‌اند که باید متفکر و خلاق و هدفمند باشند و مقصودی را در نظر بگیرند و برای رسیدن به آن تلاش کنند استعدادهای خود را بشناسند و آن‌ها را شکوفا کنند. بی‌انگیزه بالا می‌آیند و در تمام سال‌های تحصیلی درس‌ومشق را نوعی جبر می‌پندارند و هیچ‌گاه باعلاقه درزمینه­ ی علم‌آموزی و تحصیل گامی برنمی‌دارند.

وی همچنین افزود: فرزندان این کشور نمی‌آموزند که فردا در جامعه چگونه مشارکت داشته باشند خودخواه نباشند و اگر روزی لباس هر شغل و صنفی را به تن کردند چگونه به همنوع خودیاری برسانند. حجم انبوه مطالب را حفظ می­کنند فرمول‌های عجیب‌وغریب ریاضی و فیزیک و شیمی می­خوانند اما وقتی‌که فرد بالغی شدند نمی­توانند یک پیچ‌گوشتی در دست بگیرند و لوازمشان را حتی در سطح ابتدایی تعمیر کنند! یا حتی وقتی‌که ازدواج کردند و خانم خانه‌ی مردی شدند نمی­ توانند غذای گرمی برای همسرشان آماده کنند با این ادعا که همیشه سرشان در کتاب بوده و پی تحصیل بوده‌اند آن‌وقت است که همین موضوع به‌ظاهر پیش‌پاافتاده باعث نارضایتی و درنتیجه اختلاف میان یک زوج می‌شود و شاید یک زندگی را از هم بپاشاند.

این‌همه نکات در مورد علم جغرافیا بخوانند اما در برنامه‌ریزی برای یک سفر کوتاه خانوادگی عاجز باشند و قدر طبیعت را ندانند. واقعاً این‌همه مفهوم جغرافیایی چه کاربردی دارد؟

این کارنشاس درباره اهداف تعلیم و تربیت دانش آموزان بیان داشت:  بنابراین هدف آموزگار فقط انتقال یکسری معلومات و فرمول در مغز متعلم نیست که ذهن متعلم از این قبیل موارد انباشته شود و ذهن او مثل حوضی شود که مقداری آب در آن جمع شده است. بلکه هدف معلم باید فراتر و بالاتر باشد و آن این است که نیروی فکری متعلم را پرورش دهد و به قوه‌ی ابتکار او استقلال ببخشد و آن‌ها زنده کند. اما با اندکی تأمل درمی‌یابیم که برنامه و روش سیستم آموزشی امروزی نقطه مقابل دیدگاه است.

قره شیخلو در انتها پیشنهاد کرد که برنامه ریزان و مقام‌های بالاتر در این سیستم این نکته را به یاد بیاورند که سوادآموزی و آموزش و تعلیم به معنای محدود شدن در حجم انبوه مطالب حفظی نیست و برای رسیدگی به این مشکل باید از این حجم بالای مطالب کاسته شود و بقیه‌ی زمان و فرصت در دست را به تجربه‌اندوزی و آزمون‌وخطا و کارهای عملی و کاربردی بپردازند تا زمینه‌ی خلاقیت و ابتکار و تفکر برای دانش آموزان فراهم شود و بتوانند استعدادهای خود را بشناسند و برای هرچه شکوفاتر شدن آن تلاش کنند.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری اصل ماجرا | در کمتر از دو دقیقه، "اصل ماجرا" برای شما مهمترین وقایع اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی روز را بازگو میکند