شما اینجا هستید
آخرین اخبار » چرا ما در کشور مدیریت بحران نداریم؟

چرا ما در کشور مدیریت بحران نداریم؟
وضعیت جغرافیایی ایران بحران آفرین است یا مدیریت بحران ها درست انجامد نمی شود؟
آمایش سرزمین و مدیریت علمی بحران چه تاثیری بر مدیریت بحران ها خواهد داشت؟
حادثه پلاسکو، زلزله غرب کشور، سیل فروردین ۱۳۹۸ و بحران های اخیر چه پیامدهایی داشته است؟
ایران و جغرافیای مستعد بحران

به نظر می آید بحران از آن دست واژه هایی است که در مفهوم شناسی انسان را دچار خطا و لغزش می کند. بحران وضعیتی است که در آن بیم خسارت و زیان از مناظر مختلف مالی و جانی در آن می رود. اگر بخواهیم مناطق مختلف جهان را از منظر بحران و احتماالات وقوع آن تقسیم بندی نماییم بدون شک فلات ایران جزء لاینفک این مناطق در جهان است. چرا که از نظر مرفولوژی ایران در منطقه ای واقع شده است که در آن لایه عربستان از ناحیه جنوب و جنوب غرب به لایه ایران که بخشی از لایه آسیا است فشار آورده و نتیجه این فشار پدیدار شدن رشته کوه های البرز و زاگرس است.

این موضوع از آن جهت دارای اهمیت می باشد که بدانیم مناطق کوهستانی از جمله مناطق مستعد در زمینه بارش و نیز پدیده های مترتب از آن نظیر سیلاب است. انواع ریزش ها ، لغزش ها نیز دراین نواحی بیش از سایر مناطق به وقوع می پیوندد. مناطق کوهستانی از جمله مناطق مستعد در زمینه وقوع پدیده ای به نام باد نیز می باشد چرا که باد بر اثر اختلاف فشار رخ داده و فشار نیز متاثر از ارتفاع است. این مناطق معمولا با پوشش های گیاهی اعم از مراتع و جنگل ها پوشیده شده است و لذا به صورت بالقوه احتمال آتش سوزی جنگل ها و مراتع نیز در آن می رود.

بنابر این در قالب جمع بندی می توان این ادعا را مطرح کرد که مناطق کوهستانی مامن قریب به بیش از ۵۰ درصد از مخاطرات طبیعی است. این مخاطرات فقط به بخش بیرونی زمین باز می گردد ، اگر بدانیم که فلات ایران بر روی کمربند زلزله که از آفریقا شروع شده و تا آسیای میانه کشیده شده است ، قرار گرفته است ، متوجه تراکم گسل ها در جای جای کشور و بویژه در مناطق کوهستانی خواهیم شد و این یعنی اینکه ما باید هر ساله و یا به صورت خوشبینانه هر چند سال یکبار منتظر وقوع زمین لرزه ای به برزگی آنچه که درکرمانشاه رخ داد باشیم. حال پرسش اینجاست که با این حجم از بحرانی که ما در طبیعت ایران داریم و هنوز جنبه های انسانی بحران را فاکتور میگیریم ، چه کنیم؟ پاسخ روشن است مدیریت.

بلایای طبیعی و آسیب پذیری های کالبدی و اجتماعی پس از بروز بحران

باز میگردیم به کلام آغازین این مقاله ، بحران واژه ای است که تعبیر آن به اشتباه در جامعه معنا شده است. تصور ما این است که ما باید با بحران زمانی مقابله کنیم که رخ داده است. کاری که در طول این سال های اخیر کرده ایم.در صورتی که این گونه نبوده و ما باید هر لحظه آماده وقوع بحران باشیم و باید برای مدیریت آن قبل از وقوع آن اقدام نماییم. اما بیایید بررسی کنیم که بعد از وقوع بحران چه میشود؟ بیایید وقایع مقابله با بحران زمین لرزه کرمانشاه را از نظرگاه عبور دهیم. بعد از وقوع زمین لرزه چه اتفاقاتی افتاد؟

اولین پدیده خرابی هایی است که ناشی از زمین لرزه اتفاق افتاده است و مهمترین این خرابی ها منازل مردم است. این حجم از خرابی ها در فصل زمستان رخ داده است فصلی که دمای این منطقه غالبا زیر صفر است. بارندگی برف و باران نیز مزید بر علت این دمای پایین است. تاسیسات منهدم شده ، خطوط آب ، برق ، گاز ، تلفن و… مختل و یا از بین رفته است. و هیچ چیز برای مردم باقی نمانده است. برخی از خانواده ها عزیزان خود را از دست داده اند. شما به خردسالانی فکر کنید که بعضا همه اعضای خانواده خود را از دست داده اند. این وضعیت را چطور میشود مدیریت کرد؟

در فروردین ماه سال جاری و در شرایطی که مردم فارغ از دغدغه های روزانه خود سرگرم لذت بردن از ساعات فراغت خود هستند ، در عرض چند شبانه روز در لرستان ، گلستان ، مازندران ، خوزستان ، سیستان و….. خانواده ها همه چیز خود را در میان آب می بینند که دارد با خود می برد. این بحران را چگونه باید مدیریت کرد؟

بیایید به عقب تر برویم به زمانی که شاهد دود شدن ساختمان پلاسکو بودیم ، بله این هم مخاطره است اما از نوع انسانی. من در این نوشته به علت ها نمی پردازم ، هدف من پرداختن به حوادثی است که بعد از وقوع بحران اتفاق افتاد و همه ما به یاد داریم چه اتفاقی برای مردم افتاد. و چقدر طول کشید تا ظواهر این بحران جمع و جور شد. به نظر این موارد کافی است.

بحران مدیریتی یا  مدیرت بحران

از جمله نقاط مشترکی که در تمام این بحران ها به چشم می خورد و به وضوح قابل مشاهده است، سردرگمی سازمان های مرتبط با این وضعیت است. اگر چه هریک از آنها به خوبی می دانند که باید چه کاری انجام دهند ، اما باز به گونه ای عمل می کنند که گویا هیچ آموزش و تخصصی در مورد این مواقع ندارد. در کرمانشاه که مهمترین مساله اسکان مردم زلزله زده بوده است ابتدا در میان مردم چادر ، پتو و… توزیع میشود. بعد که متوجه ورود سامانه بارشی می شویم در میان مردم پلاستیک هایی برای در امان بودن از بارش ها توزیع می گردد ، هنوز سرما در میان مردم بیداد میکند ، بعد از صرف این همه زمان و افزودن بر رنج و گرفتاری مردم به این فکر می افتیم که کانکس بسیازیم و در اختیار مردم قرار دهیم. فارغ از این مساله که کانکس نیز دشواری های خاص خود را دارد. اما هیچ گاه حتی اکنون که در زمان آسایش نسبی هستیم به این فکر نمیکنیم که باید برای منزل و تاسیسات و مناطق شهری و روستایی که بر روی گسل ها واقع شده اند و هر آن احتمال وقوع یک زمین لرزه ای دیگر مانند آنچه که در کرمانشاه اتفاق افتاد ، چه باید کنیم؟ متولی این امر کیست؟ دلیل کوتاهی ها دراین زمینه چیست؟

در ماجرای سیل اخیر چه اتفاقی برای مردم افتاد؟ بحران وقوع یافته چگونه مدیریت میشود؟ آیا چادر میتواند پاسخ گویی نیاز مردمی که در آستانه فصل تابستان هستند و قطعا با آبگیر بودن منطقه شرجی منطقه به مرز غیر قابل تحمل می رسد و هجوم حشرات و حیوانات موزی شرایط غیر قابل تحمل میکند،باشد؟ مدیریت بحران در کجای این معادلات چند مجهولی است؟ هیچ کس حق ندارد زحمات کسانی که به صورت داوطلبانه و یا غیر داوطلبانه در حال خدمت رسانی به مردم هستند را زیر سوال ببرد؟ اما سوال اینجاست چرا علی رغم تجربه های متعددی که در خلال سال های مختلف از حوادت غیر مترقبه کسب شده است هنوز هم در زمان بحران نمیدانیم چگونه باید عمل کنیم ؟ و چرا هنوز پس از گذشت سالیان بحرانی متعدد، هنوز یک مجموعه ای منسجم که دارای تخصص و تجربه در این گونه مواقع باشد ، نداریم؟ بله ما هلال احمر داریم ، ارتش داریم ، سپاه داریم ، نیرو های مردمی داریم ، اما آیا وظیفه ارتش و سپاه این است که در مواقع بحران های طبیعی، بحران را مدیریت کنند؟ (البته که آنها به خوبی می توانند و توانسته اند این کار را انجام بدهند)

راهکار بهبود وضعیت مدیریت بحران ها در کشور چیست؟

به نظر می رسد ما باید این مشکل را یک بار برای همیشه از بین ببریم. به نظر می آید راه چاره ایجاد مجموعه ای منسجم در تمام ابعاد نیازمندی های مردم بحران زده از هر نوع می باشد. این ظرفیت باید در کشور و در استان های مختلف ایجاد شود. ظرفیت های خدماتی ، امدادی ، سازندگی در حوزه های مختلف پوشاک ، خوراک ، مسکن ، حمل و نقل (در هر سه شکل هوای ، دریایی و زمینی) بهداشت و درمان ، آموزش و… تا در صورت وقوع بحران فارغ از هر گونه تشتت و سردرگمی در خدمات رسانی ، نیازمندی های مردم بدون وقفه و با عدالت کامل پاسخ داده شود.

ما نیازمند امکانات لجستیکی در تمام مناطق کشور هستیم تا در صورت وقوع بحران منتظر ایجاد هماهنگی میان سازمان های مختلف نباشیم.

همه این مجموعه ها در حوزه های مختلف باید زیر یک سازمان مستقل باشند. این سازمان باید بازدارنده نیز باشد، به گونه ای با پژوهش و ایجاد امکان برای پژوهشگران و متخصصان راه را برای شناسایی مناطق مستعد بحران هموار و راه حل های علمی را در آن مناطق اجرا نماید تا حجم آسیب ها با وقوع بحران به حداقل برسد. در این زمینه می توان به تجربه پزوهشگرانی که پیش بینی وقوع سیلاب در آق قلا را داشته و آن را گوشزد کرده بودند اما مسئولان امر بهایی به آن نداده بودند ، اشاره کرد. این کار ها باید قبل از وقوع بحران توسط این مجموعه منسجم مدیریت بحران انجام شود تا ضمن کاستن از اثرات بحران در زمان وقوع ، قبل از بحران با تقویت زیر ساخت ها در شهرستان ها و استان ها و شهر های مختلف بتوانند در زمان بحران به خوبی آنرا مدیریت نمایند.

امید است این سازمان به زودی تاسیس گردیده و همه نوع امکانات در آن پش بینی گردد و علاوه بر آن اختیارات کافی به این سازمان برای پژوهش و اقدام به منظور اصلاحات محیطی داده شود تا بتواند با برنامه ریزی درست در مناطق بحران زا ، در زمان بحران بهترین ، سریعترین و دقیق ترین عملکرد را داشته و قدری از آلام مردم مصیبت زده بکاهد.

 

مصطفی توکلی نغمه

کارشناس ارشد برنامه ریزی شهری و آمایش سرزمین دانشگاه تهران

photo 2019 01 26 23 48 52 - چرا ما در کشور مدیریت بحران نداریم؟

  1. وحید گروسی

    سلام عالی بود خدا قوت

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری اصل ماجرا | در کمتر از دو دقیقه، "اصل ماجرا" برای شما مهمترین وقایع اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی روز را بازگو میکند