شما اینجا هستید
آخرین اخبار » سدسازی یا اصلاح رفتار مدیریتی؟ مساله چیست؟ اصل ماجرای سدسازی چیست؟

سد نسازیم، رفتار مان را تغییر دهیم.
پژوهشگر حوزه مطالعات برنامه ریزی محیطی از سد سازی می گوید؟ اصل ماجرا چیست؟
سد ها، سازه هایی غول پیکر بر عرض رودها، که نقش آنها کنترل و ذخیره سازی آب برای مصارف انسانی، کشاورزی و صنعتی است.

اینکه آیا ذاتا سد سازی خوب است یا خیر، مبحثی است فنی، اما قبل از شروع و آغاز قصه ساختن یا نساختن هر سازه ای، باید به چرایی و فلسفه وجودی آن دقت کنیم. آیا اینکه سدی احداث می کنیم،  اولین و اخرین گزینه برای کنترل منابع آبی است؟ آیا بحث هزینه- فایده یا سود  و زیان در دوکفه برابر و یا حداقل کفه سود از زیان بیشتر است؟

  1. ما سد می سازیم، آب را ذخیره می کنیم و یا با هزینه های سرسام آوری آن را تصفیه می کنیم، اما سوی دیگر معادله را نمی بینیم.  “مدیریت مصرف”
  2. ما کمبود آب نداریم، بلکه با نقص فرهنگ مصرف آب و مدیریت توزیع و معماری تخصیص آن مواجهه ایم، اما چگونه؟
  3. آب ها به روش های مختلف جمع آوری و پس از طی مراحل مختلف، قرار است وارد عرصه های سکونتگاهی شوند.
  4. اما ما در آنجا چه کرده ایم؟  فرهنگ مصرف آب، و مدیریت در مقصد را بلدیم؟ تا چه حد به مهندسی سازه های در ارتباط با آب توجه می کنیم؟
  5. اصلا ظرفیت زیستی و جای پای اکولوژی یک محیط را می دانیم؟
  6. اینکه جایی را کلانشهر می کنیم و جای دیگری را استان….؟  تا چه میزان  از ظرفیت بوم زیست مطلع ایم؟

بگذاریم کمی به محیط برگردیم و با مصداق محیطی سخن بگوییم.

از تهران بگویم،..

تهران ، کلانشهری است که به عقیده من  باید روستا-شهری بزرگ نامیده شود، با ساختی در هم پیچیده، با فضایی ناهمگون، جمعیتی بسیار بیشتر از ظرفیت زیستی خود،  که در نتیجه سهل انگاری ما، امروز برای بقا خویش به هر سمتی می خزند، اراضی طبیعی و کشاورزی و  خشک و لم یزرع را می بلعد و به جلو می رود. چرا که شهرها فضاهایی پویا و در حال تنفس و رشد هستند. تهران برای بقای خود به سمت شرق تا دماوند خواهد خزید و در غرب حتی قزوین را نشانه می رود. در جنوبش به قم نیم نگاهی دارد و در شمال خویش به کوه های نیمه جان توچال و کلکچال فکر می کند. حجم انبوهی از انسان ها را در یک محیط کوچک جمع کرده ایم، روزی نگران خطوط گسل، و ساعتی نگران آب و سیل بند ها، دقیقه ای هم به باد و آتش و……! فکر می کنیم.

این قصه ی تمام شهرهای ماست: تهران، تبریز، اصفهان، رشت، سیستان، خوزستان…..

حاشیه را به حال خود رها کرده، اقتصاد کشاورزی و شبانی حذف و یا کاملا کمرنگ، به زرق و برق شهری چسپیده ایم. باید بپذیریم که این نتیجه سهل انگاری ماست.

سد ساختن یا نساختن مساله نیست. اصل ماجرا اصلاح رفتار مدیریتی و مصرفی و بهتر از همه اصلاح نگرش ماست.

پیچیدن نسخه برای اقتصاد بیمار، طبیعت تب کرده، با سد و سد سازی درست نمی شود.  ما نیازمند تغییر در اندیشه، باور و فرهنگ مصرف خود هستیم.  ساختن سد لاسک در استان گیلان عینا همین قصه را دارد.  گیلان استانی است که اقتصاد آن باید متکی بر کشاورزی باشد. اگر برای محصولات کشاورزی استان گیلان بازار هدف تعیین کنیم، من تعهد می دهم که نیازی به ساختن سد نیست. ما نگران آنیم که در آینده جمعیت ساکن شهر رشت با کمبود آب شرب مواجهه شود. ولی همین الان سیستم لوله کشی ساختمان و نحوه تخصیص و انشعاب آب مصرفی ما مشکل دارد. آب شرب ما با آب شستشوی ما برای کف حیاط و ماشین یکی است. ما نگران کم آبی نیستیم. ما نگران آنیم در آینده با محدودیت “بیشتر مصرف کردن” مواجهه شویم و تلاش می کنیم، برای این که “نکند روزی برسد که مثل امروز نتوانیم زیاد مصرف  کنیم”. چرا ما  نگران مهاجرت روستانشینان و مهاجرین اقلیمی از سرتاسر کشور به این استان نیستیم؟ عمق نگرانی در آینده، زمانی است که مهاجرین از نواحی گرم و خشک تر به نوار شمالی هجوم خواهند آورد. مساله ای که بصورت پنهان در حال شکل گیری و درصد زیادی از متقاضیان اراضی روستایی گیلان، افرادی از استان های مختلف کشور می باشند. آیا بهتر نیست به جای انکه افراد را در  نتیجه طرح هایی چون( ساماندهی جنگل نشینان وسد سازی) به شهر بیاوریم و یا مهاجرین بیرون از استان رابپذیریم، و نگران آب آشامیدنشان باشیم! به ساماندهی و بهبود فضای کانون های مهاجر فرست بپردازیم؟

آیا این کار از  نگرانی ما در خصوص کم آبی و بحران های شهری نمی کاهد؟

سد نسازیم. بیاییم قدری منطقی بیندیشیم. بجای سد به اقتصاد روستاها بیشتر توجه کنیم. ما به جای اینکه یک خانوار را از روستا به شهر بیاوریم و نگران معیشت او باشیم، بهتر نیست در همان محیط برای تولیدات دامی و کشاورزی اش بازار هدف تعیین کنیم؟ محصولش را به قیمت تضمینی بخریم؟ حمایت مالی کنیم تا اقتصادش پویا تر شود و انگیزه برای اقامت در آنجا برایش بوجود بیاید؟

چرا ما برنامه های توسعه ای ما از انتها به سمت ابتدا حرکت می کند؟

انگاره ای جدیدا مطرح می شود که اگر سد نبود سیل همه جا را تخریب می کرد. من معتقدم اگر مدیرت درستی بود، سیل هم نمی بود و سدی هم نیاز نمی شد. پس بیایم صادقانه و اخلاق مند به هم کمک کنیم.

بیایم برای بهبود اوضاع بکوشیم. این کشور متعلق به همه ماست. ما مسئولیم در برابر رفتار مان، در برابر آیندگانمان. نگرانی همه قابل درک است. اما از تصمیمات ترمیمی و پوپولیستی بپرهیزیم. دو قدم دور تر را ببینیم. حرف بزنیم و با یکدیگر صادق باشیم.

در انتها می گویم: سد نسازیم، پل عابر پیاده نسازیم، سرعتگیر نسازیم،

رفتار شهروندی و مدیریتی بیاموزیم.منتظر سازگار طبیعت با ما نباشیم. در عصر کنونی باید ما خود را با طبیعت و رفتارش سازگار کنیم. مراقب رفتارمان باشیم و با طبیعت مهربانانه رفتار کنیم، چرا که در برابر رفتار ناشایست ما، پاسخ  طبیعت سخت دردناک خواهد بود. و در انتها؛

  1. گزينه هاي  جایگزین  برای تامین آب بجای سد سازی
  2. كاهش هدر رفت آب در شبكه هاي كشاورزي
  3.  نصب سیستم های هوشمند در شبکه توزیع و کنترل و پایش آب
  4. كاهش مصرف آب در شهرها با آموزش الگوهای صحیح مصرف.
  5. بازيافت آب شرب شهرها، و زهاب كشاورزي،
  6. بازچرخاني و بازكاربرد آب در صنعت
  7. استفاده از ابزارهاي مالي در بخش آب برای کنترل مصرف
  8. مشاركت دادن انجمن هاي غيردولتي خصوصا سمن ها در مدیریت منابع آب
  9. توسعه و احياى قناتها، زهکش ها و آبندهای سنتی.
  10. گردآورى و استحصال آب باران( با مدیریت باران در سقف، خصوصا گیلان و مازندران)
  11. استفاده از آبشيرین كن ها بويژه در نواحى كنار خليج فارس

و اما  آموزش دهیم و آموزش ببینم. بیاموزیم، بیاموزیم و باز بیاموزیم.

 

حبیب محمودی چناری، پژوهشگر حوزه مطالعات برنامه ریزی محیطی و دانشجوی دکتری دانشگاه تهران.

photo 2017 06 22 22 00 46 300x300 - سدسازی یا اصلاح رفتار مدیریتی؟ مساله چیست؟ اصل ماجرای سدسازی چیست؟

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری اصل ماجرا | در کمتر از دو دقیقه، "اصل ماجرا" برای شما مهمترین وقایع اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی روز را بازگو میکند